فلسفه تشریع قانون تعدد زوجات و پاسخ به شبهات آن از دیدگاه د شهید مطهرى(1)

 نکته‏اى که در آغاز سخن باید به آن توجه داشت این است که اولاً: نیازهاى واقعى و غریزى را باید به نحو مناسب و مشروع پاسخ گفت وگرنه افراد به دنبال پاسخ گویى به هر طریق ممکن خواهند بود و با قانون و بخشنامه نمى‏توانند جلوى آن را بگیرند. ثانیاً: این قانون نه جهت بازگذاشتن دست هوس بازان است و نه سوء استفاده هوس بازان و فرصت طلبان. آرى باید حکومت اسلامى با مکانیسم‏هاى گوناگون جلوى سوء استفاده از قانون را بگیرد و علاوه آنکه فضایى فرهنگى حاکم بر جامعه را باید اخلاقى کرد و اخلاق به کمک حقوق بیاید و جلوى‏بداخلاقى و هوس بازى را بگیرد، و در این صورت قانون مناسب زمینه و ضمانت اجرایى مستحکم پیدا خواهد کرد.

 

 تک‏همسرى

 تک‏همسرى، طبیعى‏ترین شکل زناشویى است که در آن هر یک از زن و شوهر، احساسات و عواطف و منافع جنسى دیگرى را فقط از آنِ خود مى‏دانند. نقطه مقابل تک‏همسرى، چند همسرى یا زوجیت اشتراکى است(2) که به چند شکل قابل فرض است:

 

 کمونیسم جنسى

 حالتى که اختصاص در هیچ طرف وجود نداشته باشد؛ نه مرد به زن معینى اختصاص داشته باشد و نه زن به مردى معین. این حالت برابر است با نفى زندگى خانوادگى. تاریخ و حتى فرضیات مربوط به ماقبل تاریخ، دوران کمونیسم جنسى را نشان نمى‏دهد(3).

 

 چند شوهرى

 حالتى است که یک زن در آن واحد بیش از یک شوهر داشته باشد. ویل دورانت مى‏گوید: این کیفیت در قبیله تودا و بعضى قبایل تبت مشاهده شده است. در جاهلیت عرب هم چند نوع زناشویى وجود داشته که مى‏توان آنها را مصداق چند شوهرى دانست.

 اشکال اساسى کمونیسم جنسى و چندشوهرى اشتباه انساب و نامشخص بودن رابطه پدر با فرزند است و به همین دلیل هیچ یک از این دو شکل ازدواج دوام و موفقیت نداشته است. زندگى خانوادگى و ارتباط نسل گذشته با آینده قانون آفرینش و خلاف آن، انحراف است.

 علاوه بر آن، بیش از یک شوهر داشتن، هم با طبیعت زن منافى است هم با منافعش؛ نیاز زن به مرد فقط یک نیاز جنسى نیست، بلکه او مى‏خواهد قلب مرد را در اختیار بگیرد تا مرد، هم حامى او باشد، هم برایش فداکارى کند و زحمت بکشد؛ در حالى که در چند شوهرى و کمونیسم جنسى، یک زن هرگز نمى‏تواند حمایت و عواطف خالصانه مرد را به خود جذب نماید و علاوه بر این پولى هم که مرد به زن روسپى مى‏دهد و نیز پولى که زن از راه کار کردن به دست مى‏آورد، نه براى احتیاجات وسیع مالى‏زن وافى است و نه ارزش آن پولى را دارد که مرد به خاطر علاقه و عشق به زن مى‏پرداخته است(4).

 

 تعدد زوجات یا چند زنى

 این شکل برخلاف دو مورد قبل گسترش بسیارى داشته و گذشته از عرب جاهلى در میان قوم یهود، ایران ساسانى و بعضى از امپراتوران روم نیز جایز شمرده شده است. اسلام چندزنى را بر خلاف چندشوهرى و کمونیسم جنسى کاملاً نسخ و لغو نکرد، بلکه آن را مقید ساخت؛ یعنى از طرفى نامحدودى آن را از بین برد و براى آن حداکثرى‏قائل شد، و از طرف دیگر شرایطى برایش اعتبار کرد که به هر کس اجازه انتخاب همسران متعدد نداد. یکى از تبلیغاتى که در قرون وسطا بر ضد اسلام مى‏شد این بود که پیامبر اسلام اول بار تعدد زوجات را اختراع کرده و همین امر باعث پیشرفت سریع اسلام در اقوام گوناگون و نیز علت انحطاط مشرق‏زمین مى‏باشد! البته ویل دورانت(5) و گوستاو لوبون(6) خطا بودن این نظریه را با شواهد کامل تاریخى نشان داده‏اند(7).

 

 عوامل تعدد زوجات

 علل گوناگون تاریخى و اجتماعى براى وقوع تعدد زوجات مطرح شده است که غالباً این عوامل نه تنها عامل منحصر به فرد بوده است و نه در همه شرایط زمانى و مکانى‏جریان داشته است. از جمله آنها مى‏توان از عوامل اقتصادى، جغرافیایى، عادت ماهانه زن و عدم آمادگى او براى کامجویى مرد، محدودیت دوره فرزندزایى، عدد و عشیره و فزونى عدد زنان بر مردان یاد کرد.

 ما معتقدیم تک‏همسرى به علت یگانگى و وحدتى که در زندگى زناشویى ایجاد مى‏کند، مسلماً بهتر از تعدد زوجات است، اما وقتى بنا به ضرورت اجتماع، تعدد زنان نیازمند به ازدواج، بر مردانِ نیازمند به ازدواج فزونى مى‏یابد، یکى از این دو کار را باید انجام داد:

 1. تعداد اندکى از مردان متأهل با قبول مسئولیت سر و سامان دادن زنان بى‏شوهر، اجتماع را نجات دهند،

 2. یا با باز گذاشتن معشوقه‏بازى، اکثریت مردان متأهل را هم اغوا کرده، کانون مهر و محبت خانواده‏ها را متلاشى کنیم.

 حال اگر جامعه‏اى پیدا شود که در آن فزونى نسبى زنان نیازمند بر مردان نیازمند وجود نداشته باشد، دیگر نیازى به تعدد زوجات نیست، البته به شرطى که اولاً، با برقرارى عدالت اجتماعى و ایجاد اشتغال و درآمد کافى، هر مردِ نیازمندى قادر به تشکیل خانواده شود و ثانیاً، زن در انتخاب آزاد باشد و از طرفِ کس دیگرى، مثل پدر و برادر به طمع پول، به مرد زن‏دارِ پولدار فروخته نشود و ثالثاً، عوامل تحریک و اغوا که گذشته از زنان مجرد، زنان شوهردار را هم از خانه شوهر به خانه بیگانه مى‏کشد، این‏قدر زیاد نباشد.

 اما اگر این فزونى نسبى وجود داشته باشد، منع تعدد زوجات نه تنها پایمال کردن حقوق زن، بلکه خیانت به بشریت است، زیرا آن زنى که از حق تأهل محروم مانده یک انسان است با همه عوارض و عقده‏هاى روانى در زمینه ناکامى‏ها، که انتقام خود را از زنان متأهل با اغوا کردن مردان جامعه خواهد گرفت. اینجاست که مى‏بینیم در برابر این مشکل جهانى، ملت‏هایى که روحشان عفیف‏تر بوده با تعدد زوجات و رعایت عدالت بین آنها آن را حل کرده‏اند، اما ملت‏هاى شهوت‏پرست، فزونى زنان را وسیله‏اى براى‏فحشا و سوء استفاده ارزان از زن قرار داده‏اند. البته اگر کسى خیال کند که تعدد زوجات با قبول همه مسئولیت‏هاى شرعى و اخلاقى و مالى به نفع مرد است، سخت در اشتباه است و مسلماً تک‏همسرى از جهت تأمین خوشى بر چند همسرى ترجیح دارد(8).

 

 اشکالات تعدد زوجات

 اکنون که به ضرورت‏هاى شخصى و اجتماعى مجوز تعدد زوجات اشاره کردیم، مى‏خواهیم به بررسى معایبى که بر این موضوع گرفته‏اند بپردازیم تا زمینه براى یک محاسبه کلى فراهم شود و ضمناً روشن شود که ما به یک سلسله معایب و مفاسد ناشى از تعدد زوجات معترفیم، اما همه آنها را وارد نمى‏دانیم(9).

 

 از نظر روحى

 روابط زناشویى منحصر به امور مادى (تماس‏هاى بدنى و حمایت‏هاى مالى) نیست، بلکه آنچه عمده و اساس است، امور معنوى (عشق، عاطفه و احساسات) مى‏باشد و عشق هم تجزیه‏بردار نیست و یکه‏شناس است و شریک نمى‏پذیرد، لذا تعدد زوجات محکوم است.

 به عقیده ما در این بیان قدرى اغراق وجود دارد، زیرا اگر چه روح ازدواج، عاطفه و احساس است و احساسات قلبى تحت اختیار آدمى نیست، اما غیر قابل قسمت بودن احساسات، یک تخیل شاعرانه و یک مغالطه است، زیرا سخن در این نیست که احساسات مخصوصى را دو تکه کنند و به هر یک سهمى دهند، سخن در ظرفیت روحى‏بشر است که مسلماً آن‏قدر محدود نیست که نتواند دو علاقه را در خود جاى دهد. براى نمونه پدر و مادر، هر یک از فرزندان متعدد خود را در حد پرستش دوست دارند و علاقه همه را در خود جاى مى‏دهند. البته این را قبول داریم که عشق و احساسات هرگز در صورت تعدد، آن‏قدر اوج نمى‏گیرد که در وحدت اوج مى‏گیرد(10).

 

 از نظر تربیتى

 براى زن دشمنى بالاتر از »هَوُو« وجود ندارد. چند همسرى زنان را به قیام و اقدام ضد یکدیگر و احیاناً ضد شوهر وامى‏دارد و محیط خانواده را که باید محیط صفا و صمیمیت باشد، به میدان جنگ و کانون انتقام و کینه تبدیل مى‏کند. این دشمنى از مادران به فرزندان نیز سرایت مى‏کند و محیط خانواده که باید الهام‏بخش مهربانى به کودکان باشد، درس‏آموز نفاق مى‏گردد.

 در اینجا باید دید که چقدر از این آثار ناشى از طبیعت تعدد زوجات است و چقدر معلول طرز اجراى غلط آن است؛ آنجا که مرد و زنى زندگى آرامى دارند و یک دفعه مرد، فریفته زن دیگرى مى‏شود و با یک قرار محرمانه، ناگهان زن دوم وارد خانه و صاحب اختیار کارها مى‏شود و به زندگى زن اول شبیخون مى‏زند، واضح است که عکس‏العمل روحى اولى جز کینه و انتقام نیست. اما اگر زن اول بداند که شوهرش »مجوز« دارد و ازدواج دوم به معناى پشت کردن به او نیست و مرد نیز ژست خودسرى و استبداد را از خود دور کند و بر احترامات و عواطفش نسبت به زن اول بیفزاید و زن دوم بداند که زن اول حقوقى دارد که نباید به آن تجاوز کرد، خصوصاً اگر همه متوجه باشند که در راه حل یک مشکل اجتماعى گام برمى‏دارند، مسلماً از ناراحتى‏ها کاسته خواهد شد. این قانون یک راه حل مترقى ناشى از یک دید اجتماعى وسیع است، لذا اجراکنندگانش هم باید در سطح عالى‏ترى فکر کنند و از یک تربیت عالى اسلامى برخوردار باشند(11).

 

 از نظر اخلاقى

 اجازه تعدد زوجات، اجازه شهوترانى و هواپرستى به مرد است و اخلاق ایجاب مى‏کند انسان شهوات خود را به حداقل ممکن تقلیل دهد، زیرا هر چه جلوى آن را باز بگذاریم رغبتش افزون مى‏شود و چه بسا به همجنس‏بازى نیز کشیده شود.

 این اشکال را باید از دو نظر بررسى کرد. یکى اینکه مى‏گویند اخلاق کاملاً با اعمال شهوت منافات دارد. مى‏گوییم که این تلقین غلط را اخلاق مسیحیت که بر پایه ریاضت و متأثر از اخلاق بودایى مى‏باشد، القا کرده است و از نظر اسلام چنین نیست که شهوت کمتر، با اخلاق سازگارتر باشد. مسلماً اسلام با افراط در شهوترانى مخالف است، اما تعدد زوجات هم یک افراط نیست. پس قبول نمى‏کنیم که چند همسرى هم، مثل همجنس‏بازى نوعى انحراف از طبیعت اصلى انسان مى‏باشد، اما از این نظر که مى‏گویند طبیعت هر چه بیشتر ارضا شود بیشتر طغیان مى‏کند، در پاسخ مى‏گوییم که این حرف درست نقطه مقابل عقیده فروید و پیروان اوست و از نظر اخلاق اسلامى هر دو خطاست. طبیعت در اثر دو چیز طغیان مى‏کند: محرومیت و آزادى کامل. بنابراین نه تعدّد زوجات مخالف اخلاق است و نه قناعت به یک زن، و هیچ‏کدام هم موجب طغیان نمى‏شود(12).

 

 از نظر حقوقى

 به موجب عقد ازدواج، هر یک از زوجین و حق بهره‏مندى هر یک، به دیگرى تعلق مى‏گیرد، پس در این معامله بین زن و مرد، منافع زناشویى مرد قبلاً به زن فروخته شده و جزء مایملک زن است، لذا این زن است که باید درباره شوهر خود نظر بدهد که زن دیگرى بگیرد یا نه؟ یعنى ازدواج مجدد مرد، مثل فروختن یک کالاى قبلاً فروخته شده است که صحت آن بستگى به رضایت خریدار اول دارد و بدون جلب رضایت وى معامله باطل است.

 در این ایراد، طبیعت حقوقى ازدواج، مبادله منافع دانسته شده و هر یک از زوجین مالک دیگرى دانسته شده است. ما فعلاً درباره این مطلب که البته قابل خدشه هم نیست بحثى نمى‏کنیم. با این فرض که طبیعتِ حقوقى ازدواج چنین هم باشد، این ایراد وقتى وارد است که تعدد زوجات از جانب مرد تنها جنبه تفنن و تنوع داشته باشد؛ یعنى اگر زن از هر لحاظ منافع زناشویى مرد را تأمین کند، مرد هیچ‏گونه مجوزى براى تعدد زوجات ندارد. اما اگر جنبه تفنن نداشت، بلکه مرد یکى از مجوزهاى ذکر شده قبلى (مثل مریض یا عقیم یا یائسه بودن زن) را داشته باشد، دیگر حق زن مانع تعدد زوجات نخواهد بود به خصوص اگر علت اجتماعى آن (فزونى زنان) پیش آید، دیگر تعدد زوجات یک تکلیف و واجب کفایى براى نجات اجتماع از فساد و فحشاء یا براى خدمت به تکثیر نفوس اجتماع است که دیگر رضایت و اذن زن مفهوم ندارد. منتقدان در اینجا تنها از جنبه تفنن‏طلبى مرد نگاه کرده‏اند که به نظر ما در این صورت تعدد زوجات، حتى با اجازه زن پیشین هم قابل قبول نیست(13).

 

 از نظر فلسفى

 قانون تعدد زوجات با اصل تساوى حقوق زن و مرد که ناشى از تساوى آنها در انسانیت است منافات دارد. زن و مرد هر دو انسان و در حقوق متساوى هستند، لذا یا باید هر دو مجاز به چند همسرى باشند یا هیچ یک. اجازه دادن به مرد که تا چهار زن بگیرد، تحقیر زن است. حتى نظر اسلام در ارث و شهادت، که دو زن را برابر یک مرد قرار داده با تساوى حقوق زن و مرد منافات دارد.

 چون در گذشته درباره علل و موجبات و مجوزهاى تعدد زوجات بحث کرده‏ایم، مطلب دیگرى اضافه نمى‏کنیم. فقط یادآور مى‏شویم که ظاهراً اینها تصور کرده‏اند در تعدد زوجات فقط مسئله هوس مطرح است و از علل فردى و اجتماعى دیگر بى‏خبرند. به علاوه مبناى حقوقى اسلام در تعدد زوجات و ارث و شهادت و... مختلف است و گاهى‏ارث زن را نصف مرد و گاهى برابر مرد قرار داده و... لذا معلوم مى‏شوم که اسلام از لحاظ انسانیت بین زن و مرد تفاوت قائل نیست، بلکه هر یک از این امور فلسفه خاصى دارد که توضیح داده‏ایم(14).

 

 حرمسراها

 موضوع دیگرى که سبب انتقاد بر اسلام شده، موضوع حرمسراهاست. چنان‏که برخى مبلغان مسیحى، تعدد زوجات اسلامى را مساوى با تجویز حرمسرادارى با همه مظاهر ننگین آن معرفى کرده‏اند. این مسئله را تا حدى در بحث »ازدواج موقت« پاسخ داده‏ایم(15).

 

 نقش اسلام در چند همسرى

 نکته‏اى که باید در اینجا ذکر شود این است که اسلام نه چند همسرى را اختراع کرد و نه آن را نسخ نمود، آنچه اسلام انجام داد این بود که براى این رسم اصلاحاتى پدید آورد که به آن اشاره مى‏کنیم.

 

 1. محدودیت

 اسلام تعدد زوجات را محدود کرد. قبل از اسلام تعدد زوجات نامحدود بود و یک نفر به تنهایى مى‏توانست صدها زن داشته باشد و حرمسراهایى به وجود آورد، ولى اسلام، داشتن بیش از چهار زن را اجازه نداد و در تاریخ اسلام مى‏بینیم که عده‏اى بیش از چهار زن داشتند و مسلمان شدند و اسلام آنها را مجبور کرد که بقیه را رها کنند.

 

 2. عدالت

 اصلاح دیگر اسلام در زمینه عدالت بود که اجازه نداد به هیچ‏وجه تبعیضى میان زنان یا فرزندان زنان مختلف صورت گیرد و با کمال صراحت فرمود: در دنیاى قبل از اسلام اصل عدالت به هیچ‏وجه رعایت نمى‏شد و حتى در ایران ساسانى رسماً میان زن‏ها و فرزندانشان فرق مى‏گذاشتند و یکى را »پادشاه زن« با حقوق کامل مى‏دانستند و بقیه را »چاکر زن« با مزایاى قانونى کمتر.

 در زمینه عدالت بین زنان، هم از سنت و هم از سیره معصومان مطالب بسیارى نقل شده است؛ مثلاً در حدیثى آمده که حتى مرد و زن دوم حق ندارند در حین عقد توافق کنند که زن دوم در شرایطى نامساوى و کمتر از زن اول زندگى کند. زن دوم تنها مى‏تواند عملاً از حقوق خود صرف‏نظر کند، اما نمى‏تواند کارى کند که قانوناً حقى نداشته باشد، از این‏رو مى‏گوییم تعدد زوجات با این شرط اخلاقى اکید، به جاى آنکه وسیله‏اى براى هوسرانى مرد واقع گردد، شکل و قیافه انجام وظیفه به خود مى‏گیرد. البته باید انصاف داد که افراد قلیلى شرایط اسلامى را در این زمینه (عدالت) کاملاً رعایت مى‏کنند؛ مثلاً در فقه دستورى هست که اگر بیم دارى روزه برایت زیان دارد، روزه نگیر؛ و بسیارى به این مسئله عمل مى‏کنند و یا مى‏پرسند: »مى‏ترسم روزه برایم مضر باشد، بگیرم یا نه؟«، ولى نص قرآن است که »اگر بیم دارید که نتوانید میان زنان به عدالت رفتار نکنید، یک زن بیشتر نگیرید«(16). آیا تا به حال شنیده‏اید که کسى بگوید: مى‏خواهم زن دوم بگیرم، اما بیم عدم عدالت و مساوات دارم، بگیرم یا نه؟! اینکه سهل است، مردم با علم و تصمیم به اینکه به عدالت رفتار نمى‏کنند، زنان متعدد مى‏گیرند و اینها هستند که اسلام را بدنام مى‏کنند.

 

 3. شرایط و امکانات خاص

 گذشته از شرط عدالت، شرایط و تکالیف دیگرى نیز متوجه مرد است؛ مثلاً مردى حق تعدد زوجات دارد که امکانات مالى او به وى اجازه این کار را بدهد. همچنین امکانات جسمى و غریزى نیز به نوبه خود شرط است و در حدیث است که اگر کسى گروهى از زنان را به نزد خود گردآورد که نتواند آنها را از لحاظ جنسى اشباع کند و آنها به زنا و فحشا بیفتند، گناه این فحشا به گردن اوست.

 از مباحث گذشته معلوم شد که اسلام با تجویز تعدد زوجات قصد تحقیر زن را نداشت، بلکه مى‏خواست حقوق او را حفظ کند و از ملعبه شدن وى به دست مردان جلوگیرى کند و اگر مرد امروزى از تعدد زوجات روى‏گردان است، براى وفادارى به همسر نیست، بلکه مى‏خواهد هم تنوع‏طلبى خود را ارضا کند، هم از بار وظایف سنگین مالى که درباره زنان و فرزندان بر عهده او مى‏آید شانه خالى کند، و اسلام با این مخالف است(17).

 

پی نوشت:

1) چکیده فصل یازدهم از کتاب نظام حقوق زن در اسلام.

2) استاد شهید آیت الله مرتضى مطهرى، حقوق زن در اسلام، ص 285.

3) همان، ص 286-285.

4) همان، ص 312 395-302 292-288.

5) ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 1، ص 61.

6) گوستاو لوبون، تاریخ تمدن، ص 507.

7) استاد مطهرى، همان؛ ص 309-306 297 292-290.

8) همان، ص 336-295.

9) همان، ص 339-337.

10) همان، ص 340-339.

11) همان، ص 342-340.

12) همان؛ ص 344-342.

13) همان؛ ص 345-344.

14) همان؛ ص 345-344.

15) همان؛ ص 352.

16) فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً؛ اگر ترسیدید که نتوانید میان زنانتان به عدالت رفتار کنید، پس یک زن اختیار نمایید. (نساء، آیه 3).

17) استاد مطهرى، همان؛ ص 355-347.

/ 6 نظر / 71 بازدید
همسایه!

برای بعضی ها مرگ خوب است اما برای همسایه!!! عجیب است که آقای مطهری تعدد زوجاترا نتوانسته به زن و دختر خوب بقبولاند. من از نزدیک این خانواده را می شناسم و خوب به یاد دارم که وقتی در دهه 60 داماد آقای مطهری همسر یکی از شهدای بسیار مشهور و والا مقام را به زنی گرفت این خانواده چطور با این زن بیچاره تا کردند. حتی داماد دیگر ایشان که همین رئیس مجلس خودمان است با ماشین کلانتری این خانم شهید را برای ثبت طلاق بردند. پس وقتی زن و دختر یک روحانی چند همسری را نپذیرفته از دختران سن بالا و زنان اول هم توقع نداشته باشید تن به تعدد زوجات بدهند. من هم اگر بمیرم زن دوم نمی شوم و حالم از مردانی که چنین پیشنهادی به من می دهند به هم می خورد. وجود چنین مردانی فقط شخصیت و عواطف ما دختران را لگد کوب می کند و بس

زهرا

غیبت کردن یعنی کسی بخواد گوشت مرده برادرش رو بخوره... و درست نیست ما اسرار زندگی دیگران را فاش کنیم این هنر نیست که شما کسی را میشناسید و حالا که زندگی موفقی نداشته سرزنشش کنید. در گذشته اساتید و روحانیون بزرگی داشتیم که به شهادت رسیدند و اسلام شناس واقعی بودند و یکی از دلایل فلاکت و بدبختی جامعه ما و رواج معشوقه بازی همین اهمیت ندادن به حرفهای این بزرگان هست که برای اسلام خونشان را فدا کردند.البته یکی از علتهایی که ما در زمینه اجرای عدالت و تعدد زوجات مشکل داریم این بود که دختر یک روحانی حتی حاضر نیست زیر بار دستورات اسلام بره و مرد روحانی به جای اینکه تابع دستورات اسلام باشه ذلیل هوای نفسانیش هست و زنش دستورات اسلام را براش دیکته میکنه. نمیشه که حرفی بزنید ولی خودتون اجرا نکنید وقتی روحانیون الگوی خوبی برای مردم نیستند مردم حق دارند از دین زده بشن

علی

سلام علي رضا اکبري هستم،27ساله، ومجردم ،وضعيت ماليم اصلا خوب نيست،دنبال يکيم که با شرايط مالي من کنار بياد و يا کمکم کنه، يه خانم مجرد 27 تا40 ساله که قصد ازدواج داره مشخصاتشو لطف کنه به ايميلم پيامک کنه ،تا به قصد ازدواج دايم آشنا بشيم،اگه مطلقه يا بيوه هم باشه و يا مشکل خاصي داشته باشه،داراي فرزند باشه و غيره اشکال نداره،فقط اهل زندگي باشه، با هم اشنا ميشيم 0.9.3.0.3.3.8.3.2.0.2.

عبدالله مومن

جناب همسايه عدم موافقت شما با زن دوم شدن با كسي به خودتان برميگردد و كسي هم حق ندارد آن را به شما تحميل كند ولي اين كه خواسته باشيد كه نظريات خود را بر زنان ديگر تحميل كنيد . امكان ندارد و به فرض امكان . امري غيرشرعي و ضدشرعي هم هست ضمنا" بايد به رسم شوخي عرض كنم كه : آيا تابحال شده است كه مردي . يكي از زنان كه همجنسان شمايند را به زور به همسري خود درآورند ؟!! و البته در خيلي از موارد اين جنس مونث است كه به راههاي مختلف . مي خواهند كه راهي به قلوب مردان و بخصوص مردان متاهل بيابند !!! به قول قديمي ها . وقتي كرم از خود درخت است . ديگر چرا اينقدر بي منطق ايد و مردان را مقصر مي دانيد ؟!!! [زبان]

عبدالله مومن

خانم همسايه در وصف خانواده شهيد مطهري سخن گفته ايد كه با توجه به ناشناخته بودن شما و عدم دسترسي ما به گفته هايتان . واجد هيچ ارزشي نيست و به عبارتي بيهوده است به فرض اين كه چنين موضوعي هم اتفاق افتاده باشد . باز هم داراي هيچ ارزشي نيست زيرا ما مسائل مشروعه الهي را با تايي آن توسط خدا و قرآن و رسول او اهل بيتش مي سنجيم و نه با خانواده شهرام يا بهرام !!! ضمن اين كه اگر مخالف زنان اين خانواده را هم با اين مطلب ملاك قرار دهيم . باز يك زن همجنس شما به عنوان همسر دوم وارد منزلي شده است كه ديگر زنان همين خانواده با آن مخالف بوده اند !!! آيا نمي شود به حسب شوخي گفت كه كرم از خود همين درخت زنانه است و ربطي به مردان ندارد ؟!! [قهقهه] ضمنا" اين را بدايند كه اگر زنان اجتماع به پايه حضرت ساره ( زن حضرت ابراهيم ) برسند و شوهرشان بخواهد حضرت هاجر را هم به زني خود انتخاب كند . باز هم موافق نخواهندشد [نیشخند] پس به همين خاطر است كه يك خداپرست . مبناي مشروعيت كارهايش را جناب شما و همجنسان تان نمي گزارد و با دستورات خداوند مي سنجد !!! [زبان]

عبدالله مومن

واقعيت امر اينست كه سيستم فساد بين المللي اي كه يهود جهاني بر كل جهان حاكم كرده است و همه راهم گرفتار خود نموده است به راهي افتاده كه : در همه كشورها و بخصوص كشورهاي غربي . مردان حق دارند كه با داشتن همسر . دوست دختران متعدد هم داشته باشند و با رفتن به ميهماني هاي مختلط در طول عمر خويش . با صدها زن . روابط جنسي برقرار كنند ولي نمي كذارند كه ازدواج مجدد ( چه دائم يا موقت كه شايد به تعداد بيشتر از يك انگشت دست هم نرسد ) بكنند ! بهتر نيست كه ما در اين گونه موارد كمي تعمق كنيم و بفهميم با چه چيزي موافقت و مخالفت مي كنيم ؟!!! چرا در همين كشور ما كه تازه به اصطلاح اسلامي است هر روز . هزاران رابطه نامشروغ انجام مي شود و كسي هم چيزي نمي گويد ولي وقتي سخند از رابطه مشروغ كه آنهم در جامعه به حد محدود است . همه به سمتي مي روند كه باد در رابطه نامشروغ مي دمند !!!